تبليغاتX
وب سایت بدر
خبری و تحلیلی

دادستان زاهدان از بازداشت برخي از مديران حوزه‌هاي علميه سيستان و بلوچستان به اتهام معاونت در اقامت غيرمجاز اتباع افغان و تاجيك خبر داد.

محمد مرزيه در گفت‌وگو با ايسنا، اظهار كرد: با توجه به اين‌كه طرح طرد اتباع بيگانه در استان سيستان و بلوچستان در حال اجرا است، اخيرا در اين راستا دادگاه ويژه روحانيت استان‌هاي خراسان رضوي، جنوبي و سيستان و بلوچستان نسبت به احضار مديران حوزه‌هاي علميه اقدام كرد.

به گفته‌ي وي دادگاه ويژه روحانيت از اين باب اتهام معاونت در اقامت غيرمجاز را به مديران حوزه‌هاي علميه تفهيم كرد تا نسبت به عدم پذيرش اتباع بيگانه اقدام و آنها را طرد كنند و اگر بازداشتي صورت گرفته به لحاظ عدم تمكين از اين خواسته بوده است.

دادستان زاهدان با اشاره به اين‌كه شنيده‌ها حكايت از بازداشت تعدادي از مديران حوزه‌ي علميه دارد، گفت: طلاب افغان فاقد مجوز اگر در سطح شهر تردد كنند طبق قانون توسط نيروي انتظامي بازداشت و طبق قانون طرد مي‌شوند. هر موسسه و مجموعه‌اي در كشور جمهوري اسلامي بايد بداند بكارگيري اتباع بيگانه غيرمجاز و غيرقانوني است به همين لحاظ تعدادي از مديران حوزه‌هاي علميه كه اتباع غيرمجاز را طرد نكرده‌اند بازداشت شده‌اند و پرونده‌شان در دادگاه ويژه روحانيت استان‌هاي خراسان رضوي، جنوبي و سيستان و بلوچستان در حال پيگيري است.

مرزيه گفت: متاسفانه تعداد زيادي از اتباع غيرمجاز در سيستان و بلوچستان بدون مجوز قانوني و اقامت وارد كشور مي‌شوند و بحث طرد آنها در اين استان مورد توافق تمام مسوولين است و طبق قانون نيروي انتظامي هر روز تعداد زيادي از آنها را از مرز به سوي افغانستان مي‌راند.

وي گفت: بخشي از اين اتباع غيرمجاز طلابي هستند كه تابعيت افغان و تاجيك دارند و در حوزه‌ها‌ي علميه‌ي اهل تشييع و تسنن مشغول به تحصيل هستند.


+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 7:32  توسط احمد | 

بسياري از مشكلاتِ پس از ازدواج كه منجر به طلاق و شكست مي‌شود، به روزگار قبل از ازدواج و به مرحله انتخاب برمي‌گردد.

حجت‌الاسلام شهاب مرادي كارشناس مسائل مذهبي و فرهنگي در وبلاگ شخصي خود نوشت:
يكي از مهم‌ترين دغدغه‌هاي جوانان قبل از ازدواج، شناخت مطمئن همسر آينده‌شان است و اينجا نقطه تمركز نگراني‌هاي دختران و پسران است اما اكثرا از آسان‌ترين، كم‌هزينه‌ترين و درست‌ترين شيوه، غفلت مي‌كنند! و آن راه كار مطمئن "حذف موارد اشتباه و نادرست در گام نخست " است.

اساسا فرايند شناخت كامل همسر و هم زباني و تفاهم با او پروسه اي طولاني دارد و مراحل تكميلي آن در ايام پس از ازدواج (بين 6 ماه تا 3 سال پس از ازدواج وتشكيل خانواده) اتفاق مي افتد.

و در آن مدت نبايد به انتظار معجزه نشست چون ازدواج با برخي افراد ريسك بسيار زيادي دارد و از آغاز آشنايي قابل پيش‌بيني است و صرف ابراز علاقه يا... چيزي را عوض نمي‌‌كند. اين گونه ازدواج ها در تمام موارد به شكست (اعم از طلاق و جدايي و سردي روابط و ...) منجر مي‌شود. راهكار عاقلانه و مطمئن حذف انتخاب‌هاي نادرست است.

جواني و فرصت هاي ناب و البته زود گذر آن قابل برگشت نيست.

در چند جلسه از برنامه "مردم ايران سلام " [در سال 86] مفصل به شرح اين موارد پرداختم و به درخواست تعدادي از عزيزان، فهرست آن موارد را تكرار مي كنم:
با اين افراد اصلا ازدواج نكنيد:


1. معتاد (مگر ترك انگيزه‌اي كند و ديگر معتاد به حساب نيايد)

2. بيمار رواني (بيماري كه ارتباطش را با واقعيت از دست داده و تا كاملا درمان نشده)

3. بي‌دين و لا مذهب ( رعايت اين توصيه براي تمام افراد بشر با هر دين و مذهبي مفيد است)

4. بد اخلاق، تندخو ( كسي كه اخلاقش قابل پيش بيني نيست)

5. مادي و بخيل

6. مجرم‌خو، تبهكار و خلاف كار

7. دوست‌باز افراطي (و مطلقا بي‌تمايل نسبت به خانواده)

8. بي‌كاره و علاف

9. زن زيبا از خانواده فاسد (نكته)

10. بچه ننه (وابستگي شديد به مادر و خانواده)


+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 11:3  توسط احمد | 

بعد از پيگيري هاي مستمر روزنامه القدس العربي چاپ لندن موفق شد موافقت فوزي محمد عبدالقوي محافظ اسامه بن لادن را براي گفت وگو درباره وجود القاعده و طالبان در يمن و نحوه شکل گرفتن آنها در اين کشور و تحولات خاورميانه جلب کند. فوزي محمد از محافظان سابق اسامه بن لادن رهبر گروه القاعده و همچنين يکي از فراريان زندان سياسي يمن است. در اين گفت وگو مي توان نوعي ترس و احتياط را در چهره فوزي محمد مشاهده کرد.

-لطفاً خودتان را کامل براي خوانندگان ما معرفي کنيد و مختصري درباره نحوه شکل گرفتن حرکت تان توضيح دهيد.
من فوزي محمد عبدالقوي الوجيه از اهالي شهر تعز هستم و در يک خانواده کاملاً مذهبي که در رسومات ديني بسيار سختگير بودند، پرورش يافتم. پدرم از علماي شافعي يمن است. تحصيلات راهنمايي را در شهر تعز سپري کردم و دوران کودکي را در اين شهر گذراندم. در حال حاضر متاهل و داراي دختري به نام صهيب هستم.

-چطور و چگونه حرکت جهادي خودتان را آغاز کرديد؟
حرکت جهادي من از زمان بازگشت جوانان جهادي از کشور بوسني و هرزگوين شروع شد. من از اخلاص و جانفشاني اين جوانان که براي نجات جان مسلمانان به بوسني رفته بودند تا حامي برادران و خواهران ديني خود باشند، تحت تاثير قرار گرفتم. اولين سفر جهادي من در مارس 1998 به افغانستان بود تا آنجا مراحل آموزش نظامي را طي کنم و راهي کوزوو شوم.

-ملاقات شما با اسامه بن لادن چه زماني بود، آيا در همان سفري که به افغانستان داشتيد با او ملاقات کرديد يا اينکه در مکاني ديگر با او ديدار داشتيد؟
اوايل سال 1998 زماني که من به قندهار رسيدم با اسامه بن لادن ملاقات کردم و اين ديدار قبل از اعزام ما به پادگان هاي آموزش نظامي صورت گرفت.

-شما را چگونه به عنوان محافظ شخصي اسامه بن لادن انتخاب کردند؟
بعد از آنکه نيروهاي امريکايي، پايگاه هاي نظامي طالبان در منطقه خوست افغانستان را بمباران کردند به کابل منتقل شدم و از آنجا به قندهار رفتم. در مدت کوتاهي که در قندهار اقامت داشتم سرکرده گروه طالبان از من خواست به عنوان يکي از نيروهاي محافظ بن لادن باشم که بدون هرگونه ترديدي درخواست او را پذيرفتم؛ به خاطر آنکه من شديداً تحت تاثير رفتار و اخلاق بن لادن قرار گرفته بودم و همزمان او را به عنوان پدر و برادر خود مي دانستم.

-چه مدت محافظ شخصي بن لادن بوديد؟
به مدت دو سال و شش ماه به عنوان محافظ شخصي بن لادن خدمت مي کردم.

-در اين مدت به طور مستمر به عنوان محافظ بن لادن ايفاي نقش مي کرديد؟
بله، من تقريباً به صورت مستمر به عنوان محافظ شخصي بن لادن بودم به جز دوره هاي کوتاهي که به آموزش دوره هاي نظامي اختصاص داشت و پس از آن باز مي گشتم.

-دقيقاً چه زماني به عنوان محافظ بن لادن انتخاب شديد؟
بعد از آنکه نيروهاي نظامي امريکا پايگاه نظامي طالبان در خوست را مورد هجوم قرار دادند براي مدت کوتاهي به عنوان محافظ شخصي اسامه بن لادن بودم. پس از آن عازم آموزش نظامي شدم و پس از اين مدت تا ماه مه سال 2001 در خدمت بن لادن بودم.

-بازگشت شما به يمن چه زماني صورت گرفت؟
در ماه مه 2001، دقيقاً چهار ماه قبل از حادثه 11 سپتامبر به يمن بازگشتم.

-روش دستگيري و محاکمه شما به چه صورت بود؟
زماني که در کشور عربستان بودم دستگير شدم. من جزء کساني بودم که سازمان اطلاعات يمن آنها را در ليست سياه خود قرار داده بود.

-سفر شما به عربستان عادي بود يا در حال تدارک برنامه بوديد يا اينکه از ترس دستگيري توسط سازمان اطلاعات يمن به اين کشور پناهنده شده بوديد؟
بله، براي يک سفر عادي وارد عربستان شده بودم.

-زماني که در عربستان بوديد اطلاع نداشتيد حکومت يمن خواهان دستگيري شماست؟
بله، اطلاع داشتم حکومت يمن در جست وجويم است. وزارت اطلاعات يمن مشخصات من را به همراه عکس در اختيار عربستان قرار داده بود و از اين طريق نيروهاي امنيتي عربستان پس از شناسايي من را دستگير کردند.

-پس از بازگشت از افغانستان به يمن بازگشتيد يا اينکه مي خواستيد از طريق عربستان يا سومالي وارد يمن شويد؟
پس از بازگشت از افغانستان به يمن رفتم و يک سال و نيم در اين کشور بودم و بعداً براي زيارت عازم عربستان شدم.

-دلايل آنها براي بازداشت شما چه بود و براي چند سال شما را محکوم کردند؟
مهم ترين اتهامات شان تشکيل گروه هاي مسلح و مشارکت در ربودن نفتکش فرانسوي (ليمبور) بود که در اواخر سال 2002 عازم سواحل حضرموت يمن شده بود. در محاکمه اوليه به 10 سال حبس محکوم شدم.

-و شما خواهان تجديدنظر در حکم صادره نشديد؟
دادگاه اجازه تجديدنظر در حکم صادره را نداده بود.

-ارزيابي شما از محاکمه تان چگونه است، آيا عدالت در مورد شما به اجرا گذاشته شد؟
محاکمه ما در زمان کوتاهي برگزار شد. قضاتي که ما را محاکمه مي کردند از استقلال قضايي برخوردار نبودند و ما اين دادگاه را مشروع نمي دانستيم. خواه اين محاکمه عدالت را رعايت کند يا نکند، مستقل باشد يا نباشد، ما مجموعاً با اين محاکمه مخالف بوديم.

-در اين دادگاه عدالت به اجرا گذاشته شد يا اينکه به نظر شما اين يک محاکمه سياسي بود، چنان که عده يي از وکلا اين دادگاه را مورد تاييد قرار ندادند؟
همان گونه که اشاره کردم ما اين دادگاه را مشروع نمي دانستيم و به حکمي که صادر مي کردند، اعتقادي نداشتيم اما ايمان داشتيم که جهانيان اين دادگاه را از طريق رسانه هاي جمعي مشاهده مي کنند و راي بر بي گناهي ما صادر مي کنند. نظر مردم براي ما اهميت داشت نه تصميمي که دادگاه مي گرفت.

-تمام دوران محکوميت خود را در زندان سپري کرديد؟
تقريباً ما نصف دوران محکوميت خود را در زندان سپري کرديم و همان طور که از طريق رسانه ها مطلع شديد توانستيم همراه با اشخاصي که متهم به همکاري با طالبان شده بودند از زندان سياسي صنعا فرار کنيم.

-ممکن است نحوه فرار خود از اين زندان را که به «فرار بزرگ» مشهور است براي ما و خوانندگان مان شرح دهيد؟
ما با استفاده از قاشق غذا خوري کف زندان را حفر کرديم و به خاک رسيديم اما بعد از حفاري به يک بتن سخت در زير ساختمان مسجد که مقابل زندان قرار داشت، برخورديم. ما توانستيم به وسيله ميله يي فلزي که هنگام حفاري در ميان خاک پيدا کرد ه بوديم اين بتن سخت را از ميان ببريم و به حرکت خود ادامه بدهيم. خاک ها را در اتاق نگهداري مي کرديم و با آب آن را تبديل به گل کرده و بر ديوار اتاق ها مي کشيديم. اين روشي است که در افغانستان براي ساختن خانه از آن استفاده مي کنند. اين کار باعث مي شد خاک هاي حفرشده، کاهش پيدا کنند.

-طول اين تونل که در زير زندان حفر کرديد چند متر بود؟
تقريباً طول اين تونل 45 متر و عرض آن بين 70 تا 90 سانتيمتر بود که در بعضي نقاط عرض آن متفاوت بود. در بعضي جاها عريض بود و در بعضي نقاط تنگ.

-حفر اين تونل چقدر طول کشيد؟
50 روز تمام براي حفر اين تونل وقت گذاشتيم و هنگام حفاري تمامي مسائل را رعايت مي کرديم تا کسي متوجه کار ما نشود.

-از چه وسايلي براي حفاري تونل استفاده کرديد؟
همان طوري که قبلاً گفتم به وسيله قاشق و ظروف غذا خوري توانستيم اين تونل را حفر کنيم.

-مي توانيد به طور مفصل و دقيق نحوه فرار از زندان را براي ما شرح بدهيد و به ما بگوييد در اين لحظات پراسترس چه احساسي داشتيد؟
زماني که مي خواستيم از زندان خارج شويم تعدادي مشغول نماز خواندن بودند و تعدادي ديگر از طريق تونلي که حفر کرده بوديم توانستند خودشان را به مسجد مقابل زندان برسانند و وارد آن شوند. از آنجا وضعيت نگهبانان زندان را به ديگران اطلاع مي دادند. تعدادي ديگر نيز مشغول آرايش کردن موهاي سر و صورت شان بودند تا نگهبانان زندان در موقع خروج از مسجد متوجه فرار ما نشوند. در اين لحظه استرس و اضطراب شديدي داشتيم.

-چگونه توانستيد بدون اينکه فردي از نگهبانان زندان متوجه شود با موفقيت از آنجا فرار کنيد؟
ما توانستيم با يک برنامه ريزي دقيق و منظم به اين موفقيت نائل شويم. اين موفقيت فقط با خواست خداوند صورت گرفت و کسي نمي توانست مانع خواست خداوند شود.

-در اينجا سوالي که ذهن خيلي ها را به خود مشغول کرده اين است که شما چگونه توانسته ايد از اين تونلي که بسيار تنگ است، فرار کنيد. به خصوص شخصي مثل «بيحاني» که از لحاظ وزني وزن بالايي داشت و جالب است بدانيم چگونه توانست از اين تونل خارج شود؟
ما زماني که در حال حفر تونل بوديم همه جنبه ها را در نظر داشتيم و اين مساله را در نظر گرفته بوديم که موقع خروج، دوستاني که داراي وزن بالايي بودند با مشکل مواجه نشوند. لازم است به اين نکته اشاره کنم اولين کسي که تمام وسايل خود را جمع کرده بود، به سر و صورت خود رسيده بود و وارد تونل شد همين «بيحاني» بود. سپس يکي پس از ديگري وارد تونل شديم. بعد از اينکه وارد مسجد شديم تا اذان صبح منتظر مانديم و بعد از خواندن نماز صبح همراه با نمازگزاران بدون اينکه کسي متوجه ما شود از مسجد خارج شديم.

-نماز صبح را همراه نمازگزاران خوانديد يا در مکان ديگري نماز خوانديد؟
ما نماز صبح را در نمازخانه خانم ها خوانديم و هنگام خروج اولين اشخاصي که از مسجد خارج مي شدند همراه آنها خارج شديم. ما ابتدا خودمان را به قسمتي که آقايان در آنجا نماز مي خواندند، رسانديم و بعد از آن همراه آنها از مسجد خارج شديم تا نگهبانان زندان متوجه خروج مان نشوند. ما تمام جنبه هاي احتياطي را در نظر گرفته بوديم. با اصلاح کردن سر و صورت مان ديگر نگهبانان قادر به شناسايي ما نبودند.

-فاصله در ورودي نمازخانه زنان با در ورودي مردان زياد است؟
نه، در نزديکي نمازخانه مردان قرار دارد و از ترس اينکه کسي ما را تعقيب نکند به آن قسمت رفتيم.

-نمازخانه زنان در معرض ديد نگهبانان زندان قرار نداشت؟
نه، فاصله زيادي با نگهبانان زندان دارد. نگهبانان زندان داخل مسجد را ديد نمي زدند و فقط بيرون از مسجد را تحت نظر خود داشتند. از اين لحاظ نقطه امني به شمار مي رفت.

-آيا وقتي از مسجد خارج شديد ماشيني منتظر شما بود يا همراه مردم عادي از آنجا خارج شديد؟
ما کاملاً طبيعي با ديگر نمازگزاران از مسجد خارج شديم و از آن منطقه دور شديم.

-آيا در حفر کردن تونل، نگهبانان زندان با شما همکاري داشتند که بعد از فرار شما از زندان مورد بازخواست حکومت يمن قرار گرفتند؟
لازم است به اين نکته اشاره کنم طبيعت هر نظامي اين است که احساس ترس کند مبادا کار خود را از دست بدهد و مورد مواخذه و بازخواست قرار گيرد. يک نظامي از لحاظ قلبي شايد همراه شما باشد اما از لحاظ عملي هيچ گونه کاري را براي شما انجام نمي دهد و آن هم شرکت در چنين عمليات بزرگي که علاوه بر از دست دادن کار خود مورد مواخذه قرار مي گيرد و به چندين سال حبس محکوم مي شود. آنها هرگز دست به چنين کاري نخواهند زد.

-واقعاً نگهبانان زندان در فرار شما از زندان هيچ گونه دخالتي نداشتند؟
بله، همين طور است.

-در مدت چند سالي که در زندان بوديد نگهبانان با شما برخورد خوبي داشتند؟
همان طور که قبلاً گفتم يک نظامي قلباً با شما ابراز همدردي مي کند اما از لحاظ عملي از او بخواهيد براي شما کاري را انجام بدهد هرگز چنين کاري انجام نمي دهد. در صورتي که وضعيت ما در زندان برعکس آن چيزي است که شما مي گوييد. رابطه ما با آنها رابطه خوبي نبود و در صورتي که اگر از کار ما باخبر مي شدند شديداً با ما برخورد مي کردند.

-زماني که وزارت امنيت يمن براي دستگيري هر يک از 23 نفر شما مبلغ 25 هزار دلار در نظر گرفتند شما احساس نگراني نمي کرديد؟
در حقيقت اين مبلغي را که وزارت امنيت يمن براي دستگيري ما در نظر گرفته بود باعث نمي شد ما احساس نگراني کنيم اما مهم ترين نگراني ما اين بود که مبادا برنامه هايي که براي فرارمان از زندان چيده بوديم با يک اشتباه کوچک امنيتي با شکست مواجه شود.

-منظور شما از اشتباه امنيتي چيست؟
منظورم از اشتباه جزيي امنيتي اين است که مبادا يکي از افرادمان اشتباهي را مرتکب شود و نيروهاي امنيتي يمن ما را دستگير کنند.

-چرا بعد از اينکه توانستيد با موفقيت از زندان فرار کنيد خود را تسليم حکومت يمن کرديد؟
در حقيقت بعد از اينکه رئيس جمهور يمن علي عبدالله صالح گفته بود در صورتي که ما خودمان را به نيروهاي امنيتي يمن معرفي کنيم مورد عفو او قرار مي گيريم در نتيجه ما تصميم گرفتيم خودمان را معرفي کنيم و بعد از اينکه خودمان را معرفي کرديم رئيس جمهور يمن ما را مورد عفو قرار داد به اين شرط که ما همانند ديگر مردمان يمن زندگي عادي داشته باشيم و در هيچ گونه حزب يا گروهي که تهديدي براي امنيت ملي يمن است، فعاليتي نکنيم.

-خودتان را مستقيماً به رئيس جمهور يمن يا به نمايندگان او معرفي کرديد؟
بعضي از دوستان خودشان را مستقيماً به رئيس جمهور و برخي ديگر خود را به نيروهاي امنيتي معرفي کرده بودند. اما در ابتدا ما از جانب رئيس جمهور يمن مورد عفو قرار گرفته بوديم و بعد خودمان را معرفي کرديم.

-زماني که تصميم گرفتيد خودتان را معرفي کنيد، سران قبايل واسطه شما با حکومت بودند يا از طريق اشخاص ديگري معرفي شديد؟
ما توسط ديگر دوستاني که قبل از ما از زندان خارج شده بودند معرفي شديم که اين اشخاص پس از آزاد شدن از زندان معتقد بودند اختلافات موجود ميان آنها و حکومت يمن بايد از راه هاي مسالمت آميز حل شود تا منجر به درگيري نشود که ما با اين اشخاص ارتباط داشتيم و از طريق آنها خودمان را تسليم حکومت يمن کرديم.


+ نوشته شده در  سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 9:14  توسط احمد | 
نامه آیت‌الله العظمي سبحانی به رئیس مجلس شورای اسلامی:
مسأله ارث زوجه و تساوی دیه زن و مرد در صلاحیت مجلس نیست
نمایندگان مجلس شورای اسلامی در جلسه روز یکشنبه قانونی را تصویب كردند که بر پايه آن زنان پس از فوت همسر از زمین و عرصه ملک شوهر می‌توانند ارث ببرند.
كد خبر: ۳۴۶۰۹ تاريخ انتشار: ۲۰:۵۸ - ۰۹ بهمن ۱۳۸۷ تعداد بازديد: ۲۱۵۸۹
آیت‌الله العظمي سبحاني از مراجع تقلید قم، در نامه سرگشاده‌ای به رئیس مجلس شورای اسلامی گفته‌اند: مسأله ارث زوجه از زمین و یا تساوی دیه زن و مرد از مسائل فقهی است که باید در آن به فقها مراجعه کرد و از صلاحیت مجلس به طور کامل بیرون است.
 
به گزارش خبرنگار «تابناک» و به نقل از منابع داخلی مجلس شورای اسلامی، ایشان در بخش دیگری از نامه آورده‌اند تحدید ارث زوجه از مسائل شرعی است که باید در آن فقیهان نظر دهند، آنگاه مجلس برای اجرای این حکم برنامه‌ریزی کند.

آیت‌الله سبحانی افزوده‌اند: همان‌گونه که تفکیک قوای سه‌گانه از اصول اساسی ماست، تفکیک این دو قلمرو نیز اینچنین است. آنچه بر عهده مراجع تقلید گذاشته شده است، غیر از وظیفه‌ای است که بر عهده نمایندگان مجلس است.
 
در تماس خبرنگار «تابناک» با دفتر آیت‌الله سبحانی در قم، دفتر ایشان از تأیید و یا تکذیب این نامه خودداری نمودند.

يادآور مي‌شود، نمایندگان مجلس شورای اسلامی در جلسه روز یکشنبه قانونی را تصویب كردند که بر پايه آن زنان پس از فوت همسر از زمین و عرصه ملک شوهر می‌توانند ارث ببرند.

نمايندگان در جلسه علني روز يكشنبه به طرح اصلاح موادي از قانون مدني درباره سهم‌الارث زنان از همسران متوفي خود كه اعاده شده از شوراي نگهبان بود را بررسي كردند و آن را به تصويب نهايي رساندند.

نمايندگان با اصلاح ماده 946 قانون مدني مصوب 1307 مقرر كردند: زوج از تمام اموال زوجه ارث ببرد و زوجه در صورت فرزنددار بودن زوج، يك هشتم از عين اموال منقول و يك هشتم از قيمت اموال غيرمنقول اعم از عرصه و اعيان ارث مي‌برد.

همچنين در صورتي كه زوج هيچ فرزندي نداشته باشد، سهم زوجه يك چهارم از همه اموال به ترتيب گفته‌شده است.
اخبار مرتبط:
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 11:16  توسط احمد | 
از عمربن عبدالعزیز تا غزه

وقتی جنایات نیروهای اشغالگر اسرائیلی را از صفحات تلویزون تماشا میکردم مشکل ما مسلمانان امروز در جهان نداشتن قدرت است قدرتی که زمانی داشتیم ولی از ما گرفتند نه بلکه در مقاطعی از تاریخ از دست دادیم . حکایت میکنند در زمان خلیفه عمر بن عبدالعزیز قیصر روم فردی از مسلمانان را به اسارت گرفته بود.و در زمان اسارت تحت شکنجه بوده است .و این بگوش خلیفه عمر بن عبدالعزیز رسیده بود . خلیفه مسلمین نامه ای به قیصر روم نوشت که مضمون ان این چنین است . از خلیفه عمربن عبدالعزیز  به قیصر روم بما رسیده استکه یکی از ما مسلمانان نزد شما اسیر و با او بدرفتاری میشود . اگر چنانچه اورا ازاد نکنید من با لشکری نزد شما خواهم امد که اولین سرباز ان لشکر بزرگ و قدرتمند نزد شما و اخرین  اش نزد خود من است .لذا با رسیدن این نامه قیصر روم فورا اسیر مسلمان را ازاد نمود ان سان که لشکریان خلیفه سوم عثمان ذی النورین تا قلب اروبا میتاخت و از طرفی تا قلب افریقا جلو میرفت کفار راه چاره را در ان دیدند که با همکاری منافقین شورش را بداخل قلمرو حکومت اسلامی بیاورند  و مدینه را شلوغ کنند تا مسلمانان مشغول اختلافات خودشان باشند .. . بقیه این مقاله را در بست بعدی مطالعه نمایید

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 17:26  توسط احمد | 
ترجمه شعر ترکمنی درباره حضرت شیخ عثمان سراج الدین ثانی قدس سره سروده استادعبدالرحمان اخوند

تنگلی  این ترجمه ساده بنا بر درخواست برادران غیر ترکمن درج میشود ناگفته نماندشعر ترکمنی از نظر بلاغت و بیان ترجمه نشده اش ارزش و جایگاه خود را دارد- با گفتن نام خدا بسم الله الرحمن الرحیم همه بدانیم – وسبس با حمد و ثنای الهی – به مسلک و مشرب حضرت شیخ در بیاییم – شریعت را گوهری – و طریقت را سروری و حقیقت را رهبری –شاه عثمان مرشدم –شما دوای دردمندانی – و ثنای زبانهایمان –وصفای دلهایمان – شاه عثمان مرشدم – برای بخشندگان برکت –و برای انسانهای مخلص کمک و مدد کن – شاه عثمان مرشدم – انسانهای محروم و منکر او را ندیدند – وبه حضور او عرض ادب نکردند –و شما ارمان انسانهای عاقلی  - شاه عثمان مرشدم – جان  عزیزش را فدای حق کرد –و خدا هم او را کمک و مدد نمود – و اجداد مطهرش اولیا خدایند – شاه عثمان مرشدم – درجه و منزلت شما در میان اولیا الهی بلند است –شما به عالی ترین درجات رسیده بودی –و شما چراغ و قطب جهانی – شاه عثمان مرشدم – درود شریف و بیاره وطنش – و در استانبول ترکیه از دنیا رحلت کرد- و استاد یارمحمد اخوند نظری راهش را ادامه میدهد -  شاه عثمان مرشدم – مریدان شما چون ماه تابانند – و بر روی زمین بیشمارند – و خلفایت منصور و کامیابند – شاه عثمان مرشدم – مریدان بر انجام وظایفشان مقیدند – ودر  ذکر و رابطه شریفه  مداومند –و استاد یارمحمد اخوند اخوند او را خلیفه است – شاه عثمان مرشدم –فیوضات شما به همه رسیده است –و کمک و  مدد کن هر مدد خواه را – و توجه و عنایت کن ملت ترکمن را – شاه عثمان مرشدم -  این غلام از توصیف شما عاجز است – و برای گفتن کلام رسایی ندارد –و بر روح مطهر شما هزاران سلام – شاه عثمان مرشدم  

+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 9:25  توسط احمد | 

آیا قمه زنی جزیی از عزاداری است؟

آنچه در پی می آید بخشی از بیانات رهبر انقلاب درباره عزاداری اباعبدالله الحسین علیه السلام است که پیشتر در سخنرانی های مختلف عنوان شده و به مناسبت ایام اخیر بازنقل می شود:

...بنده خيلي متاسفم كه بگويم در اين سه چهار سال اخير برخي كارها در ارتباط با مراسم عزاداري ماه محرم ديده شده است كه دستهايي به غلط آن را در جامعه ما ترويج كرده اند. كارهايي را باب مي كنند و رواج مي دهند كه هر كس ناظر آن باشد برايش سوال به وجود مي آيد.به عنوال مثال در قديم الايام بين طبقه عوام الناس معمول بود كه در روزهاي عزاداري به بدن خودشان قفل مي زدند! البته پس از مدتي بزرگان و علما آن را منع كردند و اين رسم غلط برافتاد. اما باز مجددا شروع به ترويج اين رسم كرده اند و شنيدم كه بعضي افراد در گوشه و كنار اين كشور به بدن خودشان قفل مي زنند! اين چه كار غلطي است كه بعضي افراد انجام مي دهند!

قمه زدن نيز همين طور است . قمه زدن هم از كارهاي خلاف است . مي دانم عده اي خواهند گفت : « حق اين بود كه فلاني اسم قمه را نمي آورد. » خواهند گفت : « شما به قمه زدن چه كار داشتيد عده اي مي زنند ؛ بگذاريد بزنند! »نه ؛ نمی شود در مقابل اين كار غلط سكوت كرد.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 8:58  توسط احمد | 
تالیفات استاد تنگلی ـ نظم : شاه عثمان پیرلرم (ترکمنی)
فرستنده ErfanAbad در تاريخ ۲۲:۳۰:۰۰ سه شنبه ۱۶ مهر ۱۳۸۷ (97 بار خوانده شده)

*

بسم الله الرحمن الرحيم

شاه عثمان پیرلرم (ترکمنی)

بسـم الله ديب بـليلينـگ
حمد و ثنــا قليلينگ
مسلــــکـنا گـليلينـگ
شاه عثمـــان پيرلــرم
شريعت ننگ گوهـــری
طريقت ننگ سروری
حقيقت ننگ رهبـــــری
شـاه عثمان پيرلـــــرم
درد لرمــذنگ دواثــــی
دل لــرمذنگ ثناثـــی
يرک لــرمــذ صفاثــــی
شـاه عثمان پيرلـــــرم
بــرن لـــرغا برکــــت
يرک لــرگا حــرکت
مُخـلص لــرغا کمک اد
شاه عثمان پيرلــــــرم
پث لر گچدی گورمـانی
بارگاهنا برمانــــــــی
عاقل لرنگ آرمــــــانی
شاه عثمان پيرلــــــرم
جـــانی حق غا فـــدادی
الله، بردی اِمــــــدادی
اوليـــاء در اَجـــــدادی
شاه عثمــان پيرلـــــرم
کــوب ولی دن اُتب ثن
عــالی رتبه يتب ثـــــن
جهــان اِچرا قطب ثــــن
شاه عثمان پيرلــــــــرم
درود، بياره ثی، وطن در
ترک استانبول دا اتن در
يارجان اِيذن توطن در
شاه عثمان پيرلـــــــرم
مـــريد لـــرنگ مــــاهتاب
يـر يذندا بـــی حساب
خلـيفه لنـــــگ کـــاميــاب
شاه عثمان پيرلـــــــرم
انجـــام برلــــر، وظـيفه نگ
ذکر و رابطه شريفه نگ
استاد يارجان، خــــليفه نگ
شاه عثمان پيرلــــــرم
فيـض بــردنــگ بـــرغـــنا
کمک ادنگ آرغـــنا
توجـــه قـــل، تـرکــمنا
شاه عثمان پيرلـــــرم
توصيف دن عــاجــز غــلام
ديماگا طبمـــذ کلام
روح لــــرنگـــا منگ لر سلام
شاه عثمان پيرلــــــرم

تصنیف : الحاج عبدالرحمن آخوند تنگلی

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 9:11  توسط احمد | 
 

زن روسپي و بنده ي صالح

زن روسپي و بنده ي صالح
اين داستاني است كه شيخ علي الطنطاوي از ميان خاطرات زيبايش برايمان حكايت مي كند و ما را به مصر سرزمين كنانة مي كشاند.

دياري كه در آن دانشگاه أزهر جايگاه علماي بزرگ خودنمايي مي كند.

مي گويد: ازميان علماي أزهر شيخ باوقاري بود كه از دنيا به جز دانشگاه أزهر كه در آن به تدريس مشغول بود و خانه اش كه در نزديكي آن قرار داشت و راه ميان آن دو چيزي را نمي شناخت.

پس از گذشت سالها در حالي كه پا به سن گذاشته و سلامتي از او رخت بر بسته بود و نياز به استراحت داشت ‌،‌پزشك به او گفت كه بايد از محيط كار و خانه اش فاصله بگيرد و به تفريح و گردش در باغ و بستان و ساحل زيباي نيل بپردازد.

يكي از روزها از خانه خارج شد ، ارابه اي را كرايه كرد و به او گفت : فرزندم من را به مكان زيبايي ببر تا به تفريح و استراحت بپردازم.

صاحب ارابه كه انسان خبيثي بود، او را با خود به محله روسپيها برده و گفت: رسيديم همينجاست.

شيخ گفت: فرزندم ،‌ خورشيد در حال غروب كردن است كجا نماز بخوانيم؟ ابتدا من را به مسجدي ببر.

مرد خبيث او را به خانه اي برد و گفت: اينجا مسجد است.

در باز بود و صاحب خانه با اوصاف معلومي آنجا نشسته بود.

زماني كه شيخ او را ديد نگاهش را پايين انداخت و رفت روي صندلي اي كه در گوشه اتاق قرار داشت نشست و منتظر اذان شد.

زن به او نگاه مي كرد، اما نمي دانست چه كسي او را به اينجا آورده . چهره ي او به مشتريانش هيچ شباهتي نداشت ولي جرأت نمي كرد كه از او چيزي بپرسد. مقدار حيايي كه در وجودش باقي مانده بود او را از اين كار منع مي كرد.

شيخ نشسته بود و به ساعتش نگاه مي كرد تا اينكه از دور صداي اذان به گوشش رسيد.

به زن گفت: مؤذن كجاست؟ چرا اذان نمي گويد؟ وقت اذان شده . آيا تو دخترش هستي؟

زن سكوت كرد.

شيخ كمي منتظر ماند،‌ سپس گفت: دخترم نماز مغرب نزديك شده ،‌ جايز نيست آن را به تأخير بياندازيم. من در اين مسجد كسي را نمي بينم پس اگر وضو داري ،‌بيا پشت سرم بايست تا نماز جماعت بخوانيم.

شيخ اذان گفت و بعد در حالي كه به زن نگاه نمي كرد خواست اقامه كند، اما حس كرد كه او از جايش حركت نمي كند!

به او گفت: چه شده ! آيا وضو نداري؟

در اين لحظه اتفاق بزرگي رخ داد.

ناگهان ايمان زن بيدار شد. حال خود را فراموش كرده و به روزهاي گذشته بازگشت،‌ آن روزهايي كه دختري پاك و عفيف بود، به دور از گناه و معصيت....

شروع به گريه كرد ،‌هق هق كنان خود را به پاي شيخ انداخت.

شيخ متحير شده بود و نمي دانست چگونه او را نصيحت كند در حالي كه نمي خواست به او نگاه كرده يا به او دست بزند.

زن داستانش را براي شيخ بازگو كرد....

شيخ كه توبه و پشيماني زن را مي ديد و به صداقتش يقين پيدا كرده بود به او گفت:

دخترم گوش كن كه پروردگار جهانيان چه مي گويد: أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ. سوره زمر آيه 53
بگو : اى بندگان من كه [ با ارتكاب گناه ] بر خود زياده روى كرديد ! از رحمت خدا نوميد نشويد ، يقيناً خدا همه گناهان را مي آمرزد ; زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است

دخترم در توبه به روي هر گناهكاري باز است و آنقدر فراخ است كه بار گناهان آنها به هر اندازه كه سنگين باشد را از خود عبور مي دهد حتي كفر را.

هر كسي بعد از ايمانش كافر شود سپس قبل از اينكه روح به حلقومش برسد باز گشته ،‌توبه كند و توبه اش راستين باشد و دينش را تجديد كند الله جل جلاله از او مي پذيرد.

دخترم قطعا الله سبحانه و تعالي أكرم الأكرمين است.

آيا شنيده اي كه كريمي درب خانه اش را به روي ميهمانان و پناهندگانش ببندد؟

دخترم بلند شو ، غسل كن و لباس ساتري بپوش.

بدنت را با آب و قلبت را با توبه و پشيماني بشوي. به الله روي بياور.

منتظرت هستم ،‌ زياد دير نكن كه نماز مغرب از دستمان نرود.

زن آنچه شيخ به او گفته بود را انجام داد و با لباس و قلب جديد به نزد او برگشت.

پشت سرش ايستاد و نمازي را خواند كه شيرينيش را احساس مي كرد.

نماز قلب او را پاكيزه گرداند.

بعد از نماز شيخ به او گفت: برخيز و با من بيا. بايد تلاش كني تمامي چيزهايي كه تو را به با اينجا مرتبط مي كند،‌رها كني. بايد اثر اين روزها از خاطره ات پاك شوند.

به استغفار و انجام كارهاي نيك روي بياور . زنا از كفر بدتر نيست و هند كه كافر و دشمن رسول الله صلي الله و عليه و آله و سلم بود و مي خواست جگر حمزه رضي الله عنه ، عموي پيامبر را بخورد ، زماني كه صادقانه توبه كرد از جمله مؤمنان صالح شد.
شيخ او را با خود به خانه اي برد كه در آنجا زنان مؤمن زندگي مي كردند.

سپس براي او همسري صالح كه مورد رضايتش بود پيدا كرده و آنها را به خير و خوبي سفارش نمود. { داستان به پايان رسيد)

حقيقتا اين داستان عجيبي است. انسان از اين روح بلند ايماني كه در اين شيخ گرانقدر بود شگفت زده مي شود.
كسي كه نفسش را پرورش داده و آنرا در بلنداي پله هاي فضايل جاي مي دهد كه دست پستي ،‌خيانت و دون مايگي به آن نمي رسد.

آن هنگام كه ارابه چي به او خيانت مي كند – و چه خيانت بزرگي- و او را به فاحشه خانه مي برد، در حالي كه شيخ در جواني خداوند را حفظ كرده بود خداوند او را نجات داده ،‌ بلكه توبه اين فاحشه را به دست او مي نويسد.

و مسئله عجيب ديگر ،‌ايماني است كه ناگهان در قلب آن زن بدون مقدمه به حركت در مي آيد. بدون هيچگونه آمادگي،‌تهديد و يا انذاري. چرا كه حق آشكار و قدرتمند است و تاريكيهاي گمراهي را در هم شكسته و اگر نقطه اي خالي در قلب پيدا كند به آن نفوذ كرده ،‌ افسار آن را به دست گرفته و رهايش نمي كند.

قطعا داستاني تكان دهنده و عبرت آموز بود و من يقين پيدا كردم كه هيچ راه نجات و سعادتي به جز با پناه بردن به خداوند از طريق بازگشت و توبه وجود ندارد

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 8:57  توسط احمد | 
انموقع خواهید فهمید که من کیستم             که دیگر من در بین تان نیستم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 12:23  توسط احمد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
آبان 1388
شهریور 1388
بهمن 1387
دی 1387
مهر 1387
شهریور 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
پیوندها
نقشبندیه مشهد
امجد امام
سایت درود شریف
اهل سنت شمال
وبلاک تحلیلی ماجد امام
دانشگاه الازهر
بیداری اسلامی
خبری تابناک بازتاب سابق
دانش اموختگان ترکمن
سایت وزین دکتر سوران کردستانی
سنی نیوز
دانلود کتاب (منابع شیعی)
سایت خبری بیطرف (حال شو ببر )
حوادث
مدرسه علوم دینی حنفیه گنبد
سنت نبوی
حوزه علمیه عرفانی عرفان اباد(شیخ عبدالرحمن اخوند تنگلی)
نمایندگی محترم ولی فقیه استان گلستان
سایت عربی الاسلام
شبکه الجزیره
هنرمندکرد پیام عزیزی
ایینه
کار خیر
سایت عرفانی گمگشته دل
سایت دیدنی عکس از کردستان
بزرگترین سایت سرگرمی و تفریحی ایران
گلستان اشنایی (پرمحتوا در باره عرفان و طریقت )
قرائتی
گنبد انلاین
اهل سنت تالش
سایت جدید حوزه علمیه عرفانی عرفان اباد
نقشبندیه کردستان(کردستان الخیر والبرکه)
اهل سنت و جماعت کردستان
شیخ محمد سعید نقشبندی حفظه الله
سایت سرافرازان کردستان عراق مریدان حضرت شیخ
عکس علما ترکمن
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM