![]() |
![]() |
|
| خبری و تحلیلی |
|
دادستان زاهدان از بازداشت برخي از مديران حوزههاي علميه سيستان و بلوچستان به اتهام معاونت در اقامت غيرمجاز اتباع افغان و تاجيك خبر داد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 7:32 توسط احمد |
|
|
بسياري از مشكلاتِ پس از ازدواج كه منجر به طلاق و شكست ميشود، به روزگار قبل از ازدواج و به مرحله انتخاب برميگردد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 11:3 توسط احمد |
|
|
بعد از پيگيري هاي مستمر روزنامه القدس العربي چاپ
لندن موفق شد موافقت فوزي محمد عبدالقوي محافظ اسامه بن لادن را براي گفت وگو
درباره وجود القاعده و طالبان در يمن و نحوه شکل گرفتن آنها در اين کشور و تحولات
خاورميانه جلب کند. فوزي محمد از محافظان سابق اسامه بن لادن رهبر گروه القاعده و
همچنين يکي از فراريان زندان سياسي يمن است. در اين گفت وگو مي توان نوعي ترس و
احتياط را در چهره فوزي محمد مشاهده کرد. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 9:14 توسط احمد |
|
|
نامه آیتالله العظمي سبحانی به رئیس مجلس شورای اسلامی:
مسأله ارث زوجه و تساوی دیه زن و مرد در صلاحیت مجلس نیست
نمایندگان مجلس شورای اسلامی در جلسه روز یکشنبه قانونی را تصویب كردند که بر پايه آن زنان پس از فوت همسر از زمین و عرصه ملک شوهر میتوانند ارث ببرند.
آیتالله العظمي سبحاني از مراجع تقلید قم، در نامه سرگشادهای به رئیس مجلس شورای اسلامی گفتهاند: مسأله ارث زوجه از زمین و یا تساوی دیه زن و مرد از مسائل فقهی است که باید در آن به فقها مراجعه کرد و از صلاحیت مجلس به طور کامل بیرون است.
به گزارش خبرنگار «تابناک» و به نقل از منابع داخلی مجلس شورای اسلامی، ایشان در بخش دیگری از نامه آوردهاند تحدید ارث زوجه از مسائل شرعی است که باید در آن فقیهان نظر دهند، آنگاه مجلس برای اجرای این حکم برنامهریزی کند.آیتالله سبحانی افزودهاند: همانگونه که تفکیک قوای سهگانه از اصول اساسی ماست، تفکیک این دو قلمرو نیز اینچنین است. آنچه بر عهده مراجع تقلید گذاشته شده است، غیر از وظیفهای است که بر عهده نمایندگان مجلس است. در تماس خبرنگار «تابناک» با دفتر آیتالله سبحانی در قم، دفتر ایشان از تأیید و یا تکذیب این نامه خودداری نمودند. يادآور ميشود، نمایندگان مجلس شورای اسلامی در جلسه روز یکشنبه قانونی را تصویب كردند که بر پايه آن زنان پس از فوت همسر از زمین و عرصه ملک شوهر میتوانند ارث ببرند. نمايندگان در جلسه علني روز يكشنبه به طرح اصلاح موادي از قانون مدني درباره سهمالارث زنان از همسران متوفي خود كه اعاده شده از شوراي نگهبان بود را بررسي كردند و آن را به تصويب نهايي رساندند. نمايندگان با اصلاح ماده 946 قانون مدني مصوب 1307 مقرر كردند: زوج از تمام اموال زوجه ارث ببرد و زوجه در صورت فرزنددار بودن زوج، يك هشتم از عين اموال منقول و يك هشتم از قيمت اموال غيرمنقول اعم از عرصه و اعيان ارث ميبرد. همچنين در صورتي كه زوج هيچ فرزندي نداشته باشد، سهم زوجه يك چهارم از همه اموال به ترتيب گفتهشده است. اخبار مرتبط:
|
|||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 11:16 توسط احمد |
|
|
از عمربن عبدالعزیز تا غزه
وقتی جنایات نیروهای اشغالگر اسرائیلی را از صفحات تلویزون تماشا میکردم مشکل ما مسلمانان امروز در جهان نداشتن قدرت است قدرتی که زمانی داشتیم ولی از ما گرفتند نه بلکه در مقاطعی از تاریخ از دست دادیم . حکایت میکنند در زمان خلیفه عمر بن عبدالعزیز قیصر روم فردی از مسلمانان را به اسارت گرفته بود.و در زمان اسارت تحت شکنجه بوده است .و این بگوش خلیفه عمر بن عبدالعزیز رسیده بود . خلیفه مسلمین نامه ای به قیصر روم نوشت که مضمون ان این چنین است . از خلیفه عمربن عبدالعزیز به قیصر روم بما رسیده استکه یکی از ما مسلمانان نزد شما اسیر و با او بدرفتاری میشود . اگر چنانچه اورا ازاد نکنید من با لشکری نزد شما خواهم امد که اولین سرباز ان لشکر بزرگ و قدرتمند نزد شما و اخرین اش نزد خود من است .لذا با رسیدن این نامه قیصر روم فورا اسیر مسلمان را ازاد نمود ان سان که لشکریان خلیفه سوم عثمان ذی النورین تا قلب اروبا میتاخت و از طرفی تا قلب افریقا جلو میرفت کفار راه چاره را در ان دیدند که با همکاری منافقین شورش را بداخل قلمرو حکومت اسلامی بیاورند و مدینه را شلوغ کنند تا مسلمانان مشغول اختلافات خودشان باشند .. . بقیه این مقاله را در بست بعدی مطالعه نمایید |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 17:26 توسط احمد |
|
|
ترجمه شعر ترکمنی درباره حضرت شیخ عثمان سراج الدین ثانی قدس سره سروده استادعبدالرحمان اخوند
تنگلی این ترجمه ساده بنا بر درخواست برادران غیر ترکمن درج میشود ناگفته نماندشعر ترکمنی از نظر بلاغت و بیان ترجمه نشده اش ارزش و جایگاه خود را دارد- با گفتن نام خدا بسم الله الرحمن الرحیم همه بدانیم – وسبس با حمد و ثنای الهی – به مسلک و مشرب حضرت شیخ در بیاییم – شریعت را گوهری – و طریقت را سروری و حقیقت را رهبری –شاه عثمان مرشدم –شما دوای دردمندانی – و ثنای زبانهایمان –وصفای دلهایمان – شاه عثمان مرشدم – برای بخشندگان برکت –و برای انسانهای مخلص کمک و مدد کن – شاه عثمان مرشدم – انسانهای محروم و منکر او را ندیدند – وبه حضور او عرض ادب نکردند –و شما ارمان انسانهای عاقلی - شاه عثمان مرشدم – جان عزیزش را فدای حق کرد –و خدا هم او را کمک و مدد نمود – و اجداد مطهرش اولیا خدایند – شاه عثمان مرشدم – درجه و منزلت شما در میان اولیا الهی بلند است –شما به عالی ترین درجات رسیده بودی –و شما چراغ و قطب جهانی – شاه عثمان مرشدم – درود شریف و بیاره وطنش – و در استانبول ترکیه از دنیا رحلت کرد- و استاد یارمحمد اخوند نظری راهش را ادامه میدهد - شاه عثمان مرشدم – مریدان شما چون ماه تابانند – و بر روی زمین بیشمارند – و خلفایت منصور و کامیابند – شاه عثمان مرشدم – مریدان بر انجام وظایفشان مقیدند – ودر ذکر و رابطه شریفه مداومند –و استاد یارمحمد اخوند اخوند او را خلیفه است – شاه عثمان مرشدم –فیوضات شما به همه رسیده است –و کمک و مدد کن هر مدد خواه را – و توجه و عنایت کن ملت ترکمن را – شاه عثمان مرشدم - این غلام از توصیف شما عاجز است – و برای گفتن کلام رسایی ندارد –و بر روح مطهر شما هزاران سلام – شاه عثمان مرشدم |
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 9:25 توسط احمد |
|
آیا قمه زنی جزیی از عزاداری است؟
...بنده خيلي متاسفم كه بگويم در اين سه چهار سال اخير برخي كارها در ارتباط با مراسم عزاداري ماه محرم ديده شده است كه دستهايي به غلط آن را در جامعه ما ترويج كرده اند. كارهايي را باب مي كنند و رواج مي دهند كه هر كس ناظر آن باشد برايش سوال به وجود مي آيد.به عنوال مثال در قديم الايام بين طبقه عوام الناس معمول بود كه در روزهاي عزاداري به بدن خودشان قفل مي زدند! البته پس از مدتي بزرگان و علما آن را منع كردند و اين رسم غلط برافتاد. اما باز مجددا شروع به ترويج اين رسم كرده اند و شنيدم كه بعضي افراد در گوشه و كنار اين كشور به بدن خودشان قفل مي زنند! اين چه كار غلطي است كه بعضي افراد انجام مي دهند! قمه زدن نيز همين طور است . قمه زدن هم از كارهاي خلاف است . مي دانم عده اي خواهند گفت : « حق اين بود كه فلاني اسم قمه را نمي آورد. » خواهند گفت : « شما به قمه زدن چه كار داشتيد عده اي مي زنند ؛ بگذاريد بزنند! »نه ؛ نمی شود در مقابل اين كار غلط سكوت كرد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 8:58 توسط احمد |
|
|
||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 9:11 توسط احمد |
|
|
زن روسپي و بنده ي صالح زن روسپي و بنده ي صالح دياري كه در آن دانشگاه أزهر جايگاه علماي بزرگ خودنمايي مي كند. مي گويد: ازميان علماي أزهر شيخ باوقاري بود كه از دنيا به جز دانشگاه أزهر كه در آن به تدريس مشغول بود و خانه اش كه در نزديكي آن قرار داشت و راه ميان آن دو چيزي را نمي شناخت. پس از گذشت سالها در حالي كه پا به سن گذاشته و سلامتي از او رخت بر بسته بود و نياز به استراحت داشت ،پزشك به او گفت كه بايد از محيط كار و خانه اش فاصله بگيرد و به تفريح و گردش در باغ و بستان و ساحل زيباي نيل بپردازد. يكي از روزها از خانه خارج شد ، ارابه اي را كرايه كرد و به او گفت : فرزندم من را به مكان زيبايي ببر تا به تفريح و استراحت بپردازم. صاحب ارابه كه انسان خبيثي بود، او را با خود به محله روسپيها برده و گفت: رسيديم همينجاست. شيخ گفت: فرزندم ، خورشيد در حال غروب كردن است كجا نماز بخوانيم؟ ابتدا من را به مسجدي ببر. مرد خبيث او را به خانه اي برد و گفت: اينجا مسجد است. در باز بود و صاحب خانه با اوصاف معلومي آنجا نشسته بود. زماني كه شيخ او را ديد نگاهش را پايين انداخت و رفت روي صندلي اي كه در گوشه اتاق قرار داشت نشست و منتظر اذان شد. زن به او نگاه مي كرد، اما نمي دانست چه كسي او را به اينجا آورده . چهره ي او به مشتريانش هيچ شباهتي نداشت ولي جرأت نمي كرد كه از او چيزي بپرسد. مقدار حيايي كه در وجودش باقي مانده بود او را از اين كار منع مي كرد. شيخ نشسته بود و به ساعتش نگاه مي كرد تا اينكه از دور صداي اذان به گوشش رسيد. به زن گفت: مؤذن كجاست؟ چرا اذان نمي گويد؟ وقت اذان شده . آيا تو دخترش هستي؟ زن سكوت كرد. شيخ كمي منتظر ماند، سپس گفت: دخترم نماز مغرب نزديك شده ، جايز نيست آن را به تأخير بياندازيم. من در اين مسجد كسي را نمي بينم پس اگر وضو داري ،بيا پشت سرم بايست تا نماز جماعت بخوانيم. شيخ اذان گفت و بعد در حالي كه به زن نگاه نمي كرد خواست اقامه كند، اما حس كرد كه او از جايش حركت نمي كند! به او گفت: چه شده ! آيا وضو نداري؟ در اين لحظه اتفاق بزرگي رخ داد. ناگهان ايمان زن بيدار شد. حال خود را فراموش كرده و به روزهاي گذشته بازگشت، آن روزهايي كه دختري پاك و عفيف بود، به دور از گناه و معصيت.... شروع به گريه كرد ،هق هق كنان خود را به پاي شيخ انداخت. شيخ متحير شده بود و نمي دانست چگونه او را نصيحت كند در حالي كه نمي خواست به او نگاه كرده يا به او دست بزند. زن داستانش را براي شيخ بازگو كرد.... شيخ كه توبه و پشيماني زن را مي ديد و به صداقتش يقين پيدا كرده بود به او گفت: دخترم گوش كن كه پروردگار جهانيان چه مي گويد: أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ. سوره زمر آيه 53 دخترم در توبه به روي هر گناهكاري باز است و آنقدر فراخ است كه بار گناهان آنها به هر اندازه كه سنگين باشد را از خود عبور مي دهد حتي كفر را. هر كسي بعد از ايمانش كافر شود سپس قبل از اينكه روح به حلقومش برسد باز گشته ،توبه كند و توبه اش راستين باشد و دينش را تجديد كند الله جل جلاله از او مي پذيرد. دخترم قطعا الله سبحانه و تعالي أكرم الأكرمين است. آيا شنيده اي كه كريمي درب خانه اش را به روي ميهمانان و پناهندگانش ببندد؟ دخترم بلند شو ، غسل كن و لباس ساتري بپوش. بدنت را با آب و قلبت را با توبه و پشيماني بشوي. به الله روي بياور. منتظرت هستم ، زياد دير نكن كه نماز مغرب از دستمان نرود. زن آنچه شيخ به او گفته بود را انجام داد و با لباس و قلب جديد به نزد او برگشت. پشت سرش ايستاد و نمازي را خواند كه شيرينيش را احساس مي كرد. نماز قلب او را پاكيزه گرداند. بعد از نماز شيخ به او گفت: برخيز و با من بيا. بايد تلاش كني تمامي چيزهايي كه تو را به با اينجا مرتبط مي كند،رها كني. بايد اثر اين روزها از خاطره ات پاك شوند. به استغفار و انجام كارهاي نيك روي بياور . زنا از كفر بدتر نيست و هند كه كافر و دشمن رسول الله صلي الله و عليه و آله و سلم بود و مي خواست جگر حمزه رضي الله عنه ، عموي پيامبر را بخورد ، زماني كه صادقانه توبه كرد از جمله مؤمنان صالح شد. سپس براي او همسري صالح كه مورد رضايتش بود پيدا كرده و آنها را به خير و خوبي سفارش نمود. { داستان به پايان رسيد) حقيقتا اين داستان عجيبي است. انسان از اين روح بلند ايماني كه در اين شيخ گرانقدر بود شگفت زده مي شود. آن هنگام كه ارابه چي به او خيانت مي كند – و چه خيانت بزرگي- و او را به فاحشه خانه مي برد، در حالي كه شيخ در جواني خداوند را حفظ كرده بود خداوند او را نجات داده ، بلكه توبه اين فاحشه را به دست او مي نويسد. و مسئله عجيب ديگر ،ايماني است كه ناگهان در قلب آن زن بدون مقدمه به حركت در مي آيد. بدون هيچگونه آمادگي،تهديد و يا انذاري. چرا كه حق آشكار و قدرتمند است و تاريكيهاي گمراهي را در هم شكسته و اگر نقطه اي خالي در قلب پيدا كند به آن نفوذ كرده ، افسار آن را به دست گرفته و رهايش نمي كند. قطعا داستاني تكان دهنده و عبرت آموز بود و من يقين پيدا كردم كه هيچ راه نجات و سعادتي به جز با پناه بردن به خداوند از طريق بازگشت و توبه وجود ندارد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 8:57 توسط احمد |
|
|
انموقع خواهید فهمید که من کیستم که دیگر من در بین تان نیستم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 12:23 توسط احمد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 شهریور 1388 بهمن 1387 دی 1387 مهر 1387 شهریور 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آبان 1386 |
|
RSS
|